على محمدى خراسانى
100
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
خالى از اشكال نيست ، حتى بعيد نيست كه داخل در كسب ممنوع باشد ؛ ولى اگر مالى به او بخشيده شود تا دست از آن عين نجس بردارد و او هم از آن عين اعراض كند ، سپس بخشنده مال ، آن را حيازت كند ، اشكالى ندارد . مانند بذل نمودن مال به كسى كه در جاهاى مشترك - مانند مسجد و مدرسه زودتر از ديگرى جا گرفته است - تا دست از آن جا بردارد و بخشنده مال ساكن آن شود . بررسى نظرية امام و مشهور شرح : به فتواى مشهور و امام راحل در مسأله اوّل ، اعيان نجسه شرعاً ماليت ندارند و اكتساب با آنها جايز نيست . ولى آيا متعلّق حقّ صاحب اصلى هم نيستند تا وى با ديگران برابر باشد يا او حقّ الاختصاص و اولويت دارد و تا زمانى كه از اين عين صرفنظر نكرده است ، ديگران حق ندارند كمترين دخل و تصرفى در آن بنمايند ؟ مثلًا اگر حيوان بدون ذبح شرعى تلف شد - كه ميته و نجس است و قابل معامله نيست - اما آيا ممكن است صاحب حيوان أولى باشد از ديگران ؟ يا مثلًا اگر انگور شراب شده - كه نجس است و ماليت ندارد و قابل بيع نيست - اما مىشود مالك ، أولى باشد از ديگران . به فتواى مشهور اين اولويت و حق اختصاص وجود دارد و براى آن دلايلى اقامه شده است ، اما قبل از ذكر آنها مطالبى درباره تعريف مطلق حقّ ، خصوص حقّ اختصاص ، علل و عوامل و دلايل آن ، و شرايط و آثار و احكام آن بيان مىشود : معناى لغوى حقّ : حق در لغت به معناى ثبوت است و به هر چيزى كه نوعى ثبوت و تقرر در وعاء و ظرف مناسب خود داشته باشد حق ميگويند ؛ خواه آن چيز در عالم تكوين باشد ، خواه در عالم تشريع و خواه در ذهن باشد ، خواه در خارج . در قرآن كريم نيز حق به معناى ثابت فراوان به كار رفته است . معناى اصطلاحى حقّ : حق در اصطلاح عبارت است از : « الإضافه الخاصّه المتعلّقه بالعين تاره وبالمنفعه اخرى » . يعنى رابطه و نسبت خاصى كه يك طرف آن ، انسانِ صاحب حق است و طرف ديگر آن ، عينى از اعيان يا منفعتى از منافع است . بنابراين دايره حق بسيار وسيع است .